مشكين شهر دومین شهر استان اردبیل
شهرستان مشكين شهر

شهرستان مشكين شهر
   خياو يا مشگين شهر مركز شهرستان مشگين شهر ، يكي از شهرهاي ومعروف استان اردبيل كه در 295 كيلومتري تبريز از راه اردبيل و در 168 كيلومتري تبريز از راه اهر واقع شده است. مشگين شهر در 47 درجه و 1 دقيقه و 7 ثانيه طول شرقي و 38 درجه و 23 دقيقه و 34 ثانيه عرض شمال واقع شده، ارتفاع آن از سطح دريا 1830 متر است. خياو (خي يو)يا مشكين شهر امروزي، محدود است از شمال به شهرستان مغان ، از جنوب به رشته جبال سبلان، از شرق به شهرستان اردبيل و كشور شوروي سابق و از باختر به شهرستان اهر. مساحت اين شهر در حدود 1530 كيلومتر مربع طول ان 51 كيلومتر (امتداد شرقي – غربي) و عرض اش 30 كيلومتر مي‌باشد.
رودخانه‌هاي بزرگ خياو، انار ، مشگين چاي و دهها رودخانة كوچك در آن جاري است. كوهستان سبلان در جنوب آن واقع شده و علاوه بر سه قلة معروف ان (هرم داغ – جنوار داغ – قلة بزرگ)كوههاي ديگري به نام گوي داغ، قاشقا داغ، كچي قيران (بزكش)در اين شهرستان واقع است. شهرستان مشگين شهر به دو قسمت طبيعي تقسيم مي شود:

1-مشگين شرقي و مشگين غربي كه اراضي و روستاهاي آن اغلب در جگله واقع است.
2-دهستان مشگين (در اصطلاح معلي رضي) كه در دره ها تپة ماهور شده، ابادي كمتري دارد. فقط در تابستانها، طوايف و ايلات ائل سون (شاهسون) در ييلاقهاي مخصوص به خود ساكن شده و در پاييز به سوي قشلاق حركت مي كنند.


شهرستان مشگين شهر هر چند در كنار رودخانه ها پر آبي چون خياو، انار و مشگين چاي چندين رود ديگر قرار گرفته و در دامنة شمالي كوهستان معروف سبلان و چندين كوهستان ديگر واقع شده است. ولي همواره از مناطق محروم و عقب افتادة آذربايجان بوده است و بعنوان دياري فراموش شده، فاقد بسياري از نيازهاي بنيادي شهري و مراكز توليدي و اقتصادي است. خوشبختانه در برنامه هاي اتي ، در راه عمران و آباداني اين ديار كه پر از جاذبه‌هاي اقتصادي ، كشاورزي، دامداري و توريستي قابل توجهي مي‌باشد. پيش بيني‌هاي لازم در نظر گرفته شده است. ابهاي گرم و معدني كوهستاني سبلان از جمله قوتورسويي، شابيل قينرجد، ملك سوئي ، مرويل، دودو، آق سو، ايلان لو، مراتع سر سبز سبلان و دامنه هاي پر بركت آن ، اطرافهاي ييلاق و قشلاق عشاير ائل سون و گذرگاههاي كوچ عشايري و روابط اقتصادي بين جوامع شهري، روستائي و عشايري از نظر اقتصادي اعتبار خاصي به مشگين شهر بخشيده است. كار اصلي اكثريت مردم ان، كشاورزي و دامداري بوده ، در شهر نيز داد و ستد و خدمات دولتي و عمومي از فعاليتهاي مردم آن محسوب مي شود.
نام قديم اين شهرستان ، مشگين يا پشكين بوده ( منسوب به پيشكين بن محمد از ملوك اهرواتابكان آذربايجان ) ولي تناوباً نام خياو و مشگين گرفته و امروزه به هر دو نام شهرت دارد درباره مشگين شهر ، حمدالله مستوني دركتاب نزهه القلوب چنين آورده است : « مشگين از اقليم چهارم است . طولش از جزاير خالدات ( خب – ك )‌ و عرض آن از استوار ( لزم ؛) در اول (وراوي ) مي خواندند ، چون مشگين گرمي حاكم آنجا شد ، بدان نام معروف . هوايش معتدل است و به عفونت مايل ، بجهت آنكه شمالش را سبلان مانع است و آبش از كوه سبلان مي آيد غله و ميوه بسيار باشد ايل آنجا شافعي مذهب اند و بعضي حنفي و بعضي شيعه ، حقوق ديواني اش پنج هزار و دويست دينار است و ولايت اش به اقطاع لشگر مقرر است و كما بيش پنج تومان مقرري دارد . مجدالدين محمدالحسيني متخلص به مجدي كه يكي از منابع اصلي كارش همان كتاب مستوفي بوده چنين نوشته است : « بلوك پيشگين ، در اين بلوك هفت شهر بوده است واكنون هريك از شهرها بقدر راهي مانده است . اما پيشگين را اولي ( ورامي ) گفته اند ، چون پيشگين گرمي حاكم آنجا شده به نام او معروف گشت . انارودوجاق دو قصبه است و انار و فيروز بين يزد جردبن بهرام گور ساخته و در قديم آنرا شاد فيروز مي خواندند و دوجاق را پسر فيروز مذكور عمارت كرد . در ناحيه اي كه شهر اهر در آن واقع بوده ، آبادي پيشگين ( به تلفظ امروز مشگين ) نام داشت و از نام خانداني كه در قرن هشتم قمري در آنجا حكومت داشته ماخوذ بوده و شهر پيشگين در يك منزل اهر اصلا وراوي نام داشت . اين وراوي يا بقول مجدي ورامي آبادي بزرگي بوده است و مركز ايالات مشگين و همان نقشي را داشته كه امروزه خياويا مشگين شهر بعهده دارد . به صورت دهي مانده در 12 كيلومتري شمال غربي خياو كه امروزه او را مين ياورامين مي خوانند. مشگين شهر در جنوب غربي سرزمين ايران بوده است . اين سرزمين داراي هفت شهر به نام مشكين ، خياو ، انار ، اهر ، ارجاق ، تلكفه وكليبر مي باشد . آثاري از ادوار مختلف تاريخي در اين شهرستان وجود دارد از ادوار ما قبل تاريخ و اوايل تاريخ ، قبوري بالنگ افراشت ها در دامنه كوه ( ايلان داغ ) ، از دورة اشكانيان ، آثار مختلف سفالي ، فلزي ، شيشه اي بطور فراوان در تمام پهنه اين شهرستان پيدا مي شود . از دوره ساسانيان سنگ نبشته اي در بستر رودخانه خياو در آثار شهر خياو ، صفحه سنگين و روشني است از تاريخ اين شهر و اهميت نظامي آن ، اين كتيبه بر ملت مكان و زمانش اهميت دارد چون در آذربايجان پيدا شده و پيش از آن كتيبه اي ساساني در آذربايجان پيدا نشده است . از نظر زماني چون در زمان شاپور دوم نوشته شده و در آن زمان تمدن و فرهنگ ساساني تغيير و تحول يافته است ، موقعيت و سابقه تاريخي مشگين شهر را در كتاب خياو يا مشگين شهر نوشته غلام حسين ساعدي چنين مي خوانيم .
خياو يا مشگين شهر معبود پناهگاهي بوده براي در مانده ها و سوداگران و در قرون اوليه اسلامي براي مجاهدان و از جان گذشتگاني كه پشت ساوالان سنگر گرفته بودند . هرگوشه اين سامان نشانه هايي از آن سوزها را به يادگار نگه داشته ، حتي قديم تر از آن روزگاران مدنيت ناشناخته و بزرگي دراين حوالي بوده كــــه همچنان دست نخورده زيرخاك مدفون است . هرجا را كه بابيل و كلنگ بهم مي زني سندي پيدا مي شود كه اگر چه امروز تنهادلالان و عتيقه چي ها را پر مي كند ولي مي تواند زوايه هاي تاريك يك تمدن كهنه را هم روشن سازد . خياو در حاشيه سرزمين افتاده كه روزگاري به اسم ( اران ) مشهور بوده است و زبان خاصي داشته كه تا قرن چهارم هجـــري با همه آشفتگيها پايداري بوده است . بعد هر وقت كه زمين را كنده اند سكه هاي فراواني بدست آمده متعلق به چند دوره تاريخي با فاصله زمانـــي كوتاه و دراز و اغلب مربوط به زمان اتابكان آذربايجان نخستين سكه اي كه تازيان دراران زده اند سال 90 هجري بوده است . در همان حول و حوش قبرستانها و نشانه هايي مانده از سالهاي اوليه قرون اسلامي .
به عبارت ديگر : خياو يا مشگين شهر نيز يك آبادي اسم ورسم داري بوده كه گرچه در بيشتر كتابهاي جغرافيائي اسلامي نامي از آن ذكر نشده ولي دقت و همت حمدالله مستوفي درسال 740 هجري كه خياو را قصه اي خوانده حدودش را نشان داده و حتي حقوق ديواني اش را .

۱۳۸٥/۱٢/۱۳ - حاج علي نورمحمد نصرآبادي | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows